سفرنامه نوروز / روز ششم و هفتم
هفتم و هشتم فروردین از دزفول تصمیم گرفتیم که بخاطر کمبود وقت از دیدن شوشتر که آبشارهای فوق العاده ای داشت صرفنظر کنیم و زودتر به آبادان بریم فقط توی یکی از باغات حاشیه ای ناهار خوردیم و از بس که عزیزدلم شیطونی کرد دیگه یادم رفت که اونجا ازش عکس بگیرم. عکس از گلهای باغات توی مسیر بعد از یه کم استراحت راه افتادیم تا به اهواز رسیدیم و برای رفع خستگی بستنی خوردیم که پارسا گلی هم یه بستنی رو کامل نوش جان کرد! ساعت 6 و 7 بود که به آبادان رسیدیمو دوری توی شهر زدیم و توی یه مدرسه مستقر شدیم و همه شرایط برای استراحت و رفع خستگی فراهم بود که عسلمو واسه دومین بار حمام کردیم.اون شب هم دوباره دایی مرتضی و دوستش ...
نویسنده :
مامان مریم
12:59









